تاریخ آنجایش زیباست،

تاریخ آنجایش زیباست،
که چند خط هم از من و تو بگوید!
مثلا تو شاهدخت این مُلک باشی،
من هم آهنگری ساده!
که جنگیدن نمی‌داند و فردا قرار است با بهترین‌ها،
سَر تو جنگ کند و برنده باشد!

خوب می‌دانم، تاریخ را سلیقه‌ای می‌نویسند.

خوب می‌دانم،نمی‌خواهند باور کنند آهنگری ساده بود!

اما مهم نیست.
بگذار بگویند فلانی بهترین جنگجوی این خاک بود.
بگذار بگویند پسر بزرگ‌ترین تاجر این دیار است.

چه اهمیتی دارد وقتی آنها چشم‌های تو را ندیده‌اند!؟

مگر می‌دانندبرق چشم‌هایت چه بر سَر آدم می‌آورد؟

شاید هم دیده‌اند،که تاریخ را اینگونه می‌نویسند...

اما می‌خواهم بگویم،وقتی نگاهت روی من می‌رود.
وقتی مخفیانه مرا نظاره می‌کنی.
وقتی سرم برمی‌گردد سمتت و حواست را به زمین می‌دوزی،
مرا حس بهترین بودن می‌گیرد!
و این برای یک تاریخ‌سازی کافی‌ست...می‌دانستی...!؟
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://t.me/monlightyy/AAAAADwlabGn5JpFx5ds8A
دیدگاه ها (۱)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

خوبی از حد بگذرد ...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

عاشقانه های شبنم

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

پروانه جان

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط