☆زیبا ترین رویا☆

☆زیبا ترین رویا☆
part16
بعد کوک بطی رو چرخوند خورد به جونگکی
کوک:ج یا ح؟
جونگکی:ج
کوک:برو توی کوچه لباسش رو بگیر و اصرار کن تا باهات دوست بشه
ا.ت:😂😂😂😂آره آره این خوبه
جونگکی:خفه شو
جونگکی رفت تو کوچه ما هم که از تو بالکن نگاهش میکردیم
ویو جونگکی:
رفتم تو کوچه منتظر بودم تا یکی بیاد تا اومد رفتم لباسش رو گرفتم
جونگکی:هققق خواهش میکنم باهام دوست شوووو هققق من خیلی تنهامممم هقققق
کوک:بسههه کافیه(داد)
جونگکی بلند شد
جونگکی:ببخشید جرعت حقیقت بود
جونگکی رفت تو
ا.ت:🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
جونگکی:فازت چیه
ا.ت:🤣🤣🤣پارمم🤣🤣🤣
ا.ت بطری رو چرخوند خورد به لیا و ا.ت
ا.ت:ج یا ح؟
لیا:ج
ا.ت:اممم...آهان هی هی هی خیلی خنده داره..خب به پنجمین نفر مخاطببنت زنگ بزن و به مدت ۳۰ ثانیه آهنگ تولدت مبارک رو بخون
کوک:😂😂😂عالیه😂
لیا رفت گوشیش رو از کیفش برداشت به پنجمین نفر گوشیش نگاه کرد بله اون فلیکس بود(نکته:فلیکس پسر داییشه همون فلیکس از استیرکیدز نیس.)لیا به فلیکس زنگ زد و
مکالمه لیا و فلیکس:
فلیکس:بله
لیا:تولد تولد تولدت مبارک مبارک تولدت مبارک پایان مکالمه فلیکس و لیار
بازی تموم شد و ما رفتیم خونه
دیدگاه ها (۲)

تکپارتی جونگ کوک

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

پارت هشتمباهم سوار موتور شدین و یه گوشه شینیچیرو زد کنار و پ...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁷صبح روز بعد، هنوز کافئین کامل نرس...

#ارباب‌سنگدل #پارت_11ا.ت با صدایی لرزون و ترسیده. گفت : میگ...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط