رسم غریبی بود...

رسم غریبی بود...
هم آغوشیه چشمان من و تو...
خواستیم قصه غربت را...
به پایان ببریم...
قصه دلتنگی آغاز شد...
آری...
شهرنگاهت...
عجیب غریب نواز بود...
دیدگاه ها (۱)

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

عاشقانه های شبنم

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

رسم غریبی بود...هم آغوشیه چشمان من و تو...خواستیم قصه غربت ر...

رسم غریبی بود...هم آغوشیه چشمان من و تو...خواستیم قصه غربت ر...

رسم غریبی بود... هم آغوشیه چشمان من و تو... خواستیم قصه غربت...

رسم غریبی بود... هم آغوشیه چشمان من و تو... خواستیم قصه غربت...

رسم غریبی بود... هم آغوشیه چشمان من و تو... خواستیم قصه غربت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط