گل های خاموش

گل های خاموش

part: 1

پارک ا.ت هر روز صبح قبل از طلوع آفتاب از خواب بیدار می شد

خانه شان کوچک بود، دیوار های نم زده، پنجره ای که خوب بسته نمی شود، و سکوتی که همیشه روی همه چیز سنگینی می کرد

پدرش روی تخت دراز کشیده بود بیمار و ناتوان، با صورتی رنگ پریده و چشمانی که از شرم، کمتر به چشم های دخترش نگاه می کرد

ا.ت هیچ وقت از او شکایت نمی کرد

فقط لبخند می زد و می گفت

_ بابا، امروز هم خوب می شی، من گل ها رو می فروشم تو فقط استراحت کن

اما پدرش خوب می دانست که دخترش برای زنده نگه داشتن او، از زندگی خودش گذشته است

مغازه گل فروشی ا.ت در یکی از کوچه های شلوغ شهر بود مغازه ای کوچک با شیشه هایی که بخار و گرد و خاک، ظاهرش را تار کرده بود

اما داخل آن، دنیایی از رنگ و عطر جریان داشت

رز های سرخ، یاس های سفید، میخک های صورتی، و گل های افتابگردان که انگار همیشه کمی غمگین تر از بقیه به نظر می رسیدند

ا.ت گل ها را با دقت کنار هم می چید انگار هر کدامشان تکه ای از قلبش باشند

او از گل ها برای حرف زدن استفاده می کرد، چون بعضی دردها را نمی شد با زبان گفت

مشتری ها او را دوست داشتند

نه فقط به خاطر گل ها، بلکه به خاطر ان نگاه آرام و صدای نرمش

اما هیچ کس نمی دانست پشت آن آرامش چه شب های سختی پنهان شده است


شرط
لایک: ۷
کامنت: ۵
بازنشر: 3

تا شرط نرسه پارت جدید نمی زارم
دیدگاه ها (۹)

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

فاصله یک لبخند تا جنون

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟷 | اولین نتسئول، ساعت ۷:۱۵ صبح.صدای رفت‌وآمد ماش...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

ریاکشن پارت ۲

فیک جونگکوک خواب های واقعی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط