این بار که کسی آمد نمــی گویمـ بـــرو
حــتی نمی گــویمـ ک

این بار که کسی آمد نمــی گویمـ بـــرو
حــتی نمی گــویمـ کس دیگـــری رامی خـــواهمـ
 فقـط می گــویمـ :......ببیـــن ! من شکــستـه امـ !خستــه امـ کمی آراممـ کــــن ...همـیـن..!
دیدگاه ها (۱)

دلم برای خودم سوخت وقتی صدایم کردی …شما…!

به من گفت بروگورت راگم کن وحالاهرروزباگریه دنبال قبرمن میگرد...

میدونی تلخترین درددنیا چیه توبخوای اونم بخواد ولی دنیا نخواد

حواسمون باشه دل آدما شیشه نیست کهروی اون « هــا » کنیم بعد ب...

‌ کمی مرا به "بودنت" دعوت کن به جرعه ای از لبخندت و تکه ای ا...

مرهم زخمهای کهنه ام کنج لبان

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط