مستی و شور جنون از من دیوانه بپرس

مستی و شور جنون از من دیوانه بپرس
گرمی باده از آن نرگس مستانه بپرس
عقل از زمزمه ی بی خبری بی خبرست
وصف این لذت جانبخش ، ز دیوانه بپرس
تو چه دانی ز سرانجام من خانه خراب
سرگذشت دل ویرانه ز دیوانه بپرس
گر ز گیرایی جام نگهت بی خبری
حالت چشم خود از گردش پیمانه بپرس
ماجرای من کاشانه به طوفان داده
از خس و خار بهم ریخته ی لانه بپرس
شمع را نیست به جز شعله ی آتش به زبان
سخن عشق ز خاکستر پروانه بپرس..
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه های شبنم

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

مَستی وُ شورِ جُنون اَز مَن دیوانه بِپُرسگرمیِ باده از آن نر...

مَستی وُ شورِ جُنون اَز مَن دیوانه بِپُرسگرمیِ باده از آن نر...

مَستی وُ شورِ جُنون اَز مَن دیوانه بِپُرسگرمیِ باده از آن نر...

مَستی وُ شورِ جُنون اَز مَن دیوانه بِپُرسگرمیِ باده از آن نر...

باز میگویم که دل  ،  .. دیوانه ی چشمان توست ؟خانه و کاشانه ا...

هر جا که شدم کعبه و بتخانه تو بودیهر در که زدم صاحب کاشانه ت...

نمی گفتی  منم  دیوانه ی  تو؟لبِ  خُشکیده  برمیخانه ی  تونمی ...

صد کاخ مجلّل شـده  ویرانـهٔ چشمتعالـم همه دیـوانـه و دیوانـه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط