زندگی رویاییپارت

زندگی رویایی:پارت ۸۹
-پس تو باید به مامانی بگی
سول:من با مامانی حف سدم ولی اون سرم داد سد(من با مامانی حرف زدم ولی اون سرم داد زد)
-اوک اوک... ببین من میزارم ت و مامانی اینجا بمونین
سول:جدی میگی عمو.
-اره..به شرطی که ت به مامانی بگی بامن ازواج کنه..
سول:اسواچ..اسواچ چیه(ازواج)
-یعنی من بشم بابای ت
(دوستان ا.ت خوابیده ت ماشین..و سول و کوک فقط دارن حرف میزنن..وکوک داره رانندگی میکنه)
سول:جدی بابایی من میشی
-اره..میخوای
سول:آله من خیلی عمو رو دوش دالم دوش دالم بابایی من بشه(اره من خیلی عمو رو دوی دارم دوس دارم بابای من بشه)
-آفرین..پس تو باید چکار کنی
سول:بالد به مامانی بگم با عمو اسواچ کنه که بشه بابایی من(باید به مامانی بگم با عمو ازواج کنع که بشه بابای من)
-آفرین دختر
ویو ۲۵ مین بعد:
ویوکوک:
رسیدیم خونه ا.ت.. سول هنو بیدار بود پیدا شدیم کیلیدا رو به سول دادم که درو باز کنه نسبت به سنش باهوش بود معلومه دیگه به باباش رفته..(😐)
درو باز کرد..رفتیم داخل درو پشت سرم بستم
سول:عمو اگه با مامانی اسواچ کلدی من بالد به ت بابایی بگم(عمو اگه با مامانی ازواج کردی من باید به ت بابا بگم)
-میتونی الان هم بگی...اتاق مامانی کجان
سول:بابایی اون سمت
الان چی گفت..اون به من گفت بابایی...
-یه بار دیگه بگو(صدای گرفته)
سول:بابایی
یعنی منم بلاخره بابا شدم...بابا...
-یه بار دیگه
سول:بابایی..بابایی..بابایی..اینگدر کافیه(اینقدر کافیه)
سرم رو تکون دادم....
ا.ت رو بردم گذاشتم رو تختش و پتو رو کشیدم روش..میخواستم برم که دستم رو گرفت
+نرو..
-ولی سول خوابش میاد میخوام بخوابونمش
چشماش رو باز کرد و لبخند زد
+همیشه مطمئن بودم ت بابای نمونه ای میشی..
جدی من بابای نمونه ای میشم؟؟؟
این سوال اینقدر اینقدر تو مغزم می‌پیچید..
دستم رو ول کرد..رفتم ت حال ديدم سول گوشی دستشه
-سول
سول:بله بابایی
-گوشی کی دستت
سول:تو
چی ولی من که گوشیم ت جیبم بود
-چطوری گوشیم رو بردی؟؟
سول:بابایی..ت گوذاشتیش منم فقد گرفتمش(تو گذاشتیش منم فقط گرفتمش)
سول:بابایی ژونم
این الان چی گفت..بابایی ژونم..دقیقا مثل ا.ته داره سعی میکنه خرم کنه
-چی گفتی
سول:بابایی ژونم..بیا بازش کن
-ولی ت الان باید بخوابی
سول:میخوای تنهام بزالی(بزاری)
-نه بیا باهم دیگه بخوابیم..
(خونه ا.ت دوتا اتاق داره یکی اتاق مهمونه..)
رفتیم اتاق مهمون سول پرید رو تخت منم رفتم سمتش
-با لباسات راحتی
سول:نه..اذیتم میلکنه(میکنه)
دیدگاه ها (۷)

...

زندگی رویایی:پارت۹۰-خب بیا عوضش کنمسول:پاشه باباییلباساش رو ...

زندگی رویایی:پارت ۸۷+نکن..-ا.ت +آلان نه لطفا-اوکازش جدا شدم ...

روزتون مبارکدخترا...خیلی دوستون دارم..به لطف شماست که خانواد...

وقتی به آرزوت می رسی پارت ۱.

love in the dark②⑥بعد از چند دقیقه رفتم اتاق خودم قلبم داشت...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط