تصور کن روزی بهم

تصور کن روزی بهم
پیام بدي و جواب ندم!
زنگ بزنی و تعجب کنی چرا جواب نمیدم!
و روزی دیگه زنگ بزنی و یکی از خانواده ام جواب بده بگه بفرمایید؟
و تو بگي کجایی؟؟!
بگه منظورت اون مرحومه؟
چیکار میکنی؟ داد میزنی؟ گریه میکنی؟
اونوقت میگه امروز 4 روزه دفنش کردیم
اون لحظه چی میگی؟
تا وقتی امروز کنارتم سعی کن دوستم داشته باشی و منو ببخشی حتی اگه روزی در حقت بدی کردم!
چون ممکنه روزی بیاد و من نباشم...
دیروز یکی رو دفن کردن امروز یکی و فردا هم من...
دیدگاه ها (۱)

@nphotography

رمان بهترین من،پارت۲☆چویا سرشو رو زمین میزاره*گوشی چویا زنگ ...

پارت۸🎀نیما هم نیست و نگران شدی همه مهمونا بودن جز نیما محمد ...

shede and shineفصل 2پارت 3+چشامو باز کردم....توی اتاق بودم.....

گل خونی پارت 40+ جیمی رو برایم پیدا کن = چشم و بعد تهیونگ گو...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۱ویو کایلا:+جو...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.10ته جونگ:خوبه ......

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐اولین چیزی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط