سرت را بر شانه ی خدا بگذار تا او با نوازش های دستان مهربا

سرت را بر شانه ی خدا بگذار تا او با نوازش های دستان مهربانش قصه ی عشق را چنان زیبا برایت بخواند که نه از دوزخ وحشت کنی و نه از بهشت به رقص درآیی ، نه از نداشتن چیزی غصه بخوری و نه از نداشتن کسی . . .
دیدگاه ها (۳)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

مرگ در اغوش معشوقه خود

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

the end-part 1

p9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط