ای پرنده زیبا، زخم بالت را که می بستم، عاشقت شدم، نباید ا

ای پرنده زیبا، زخم بالت را که می بستم، عاشقت شدم، نباید این قدر بی رحمانه دور می شدی، بی پر و بالم من، آسمان به آسمان، چگونه دنبالت بگردم؟ ای پرنده زیبا، اسیر زیباییت شده ام، مرا به قفس انداخته ای، برگرد که من از خدایم است که تو را ببخشم .
دیدگاه ها (۳)

وقتی باختم مسیر را "یافتم" در بزرگراه زندگی همواره "راهت"، "...

نداشته هایت را بیخیالغصه هایت را بیخیالهر آنچه که تو را نا آ...

زندگی همین استــهر خاطرهـ غروبی داردو هر غروبی خاطرهـ ایو ما...

در هر ورق زمانه نوشته ام به یادت می مانمحتی اگر 1000 صفحه از...

آن زمان که قطراتی سرد و روشن با تلفیقی از باران و خورشیدی کم...

سناریو:بخاطر تو/پارت ۳۳قرار شد ما تبهکار باشیم و اونا قهرمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط