روزی دروغ به حقیقت گفت بریم دریا شنا کنیم؟

روزی دروغ به حقیقت گفت بریم دریا شنا کنیم؟
حقیقت ساده پذیرفت و آنها کنار دریا رفتند
حقیقت تا لباسهایش را در آورد دروغ آنها را دزدید و فرار کرد
از آن پس حقیقت زشت است ولی دروغ در لباس حقیقت زیباست
دیدگاه ها (۳)

مادرم گفت:که عاشق نشویگفتم چشمچشم های تو مرا بی خبر از چشمم ...

خدایا!!!دستانم را زدم زیر چانه ام...مات و مبهوت نگاهت میکنم....

کاش دنیا بر عکس بود،به جای اینکه آدما عاشق بشوند،عاشقا آدم ش...

دلایل بودنم را هر روز مرور میکنم،هر روز از تعدادشان کم میشود...

جنگل نفرین شده پارت ۹

🖤 پارت نهم | آخرین دیدارلانا چند ثانیه حتی پلک هم نزد.— تو.....

سناریو تک پارتی از کایزر(نکته دوستان این سناریو رخ داد هاش ب...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۲ | «یک خاطره‌ی ...

جنگل نفرین شده پارت ۸

p10جنا هنوز به عکس ماریا خیره شده بود.حرف‌های سویون مدام در ...

پوستر تغییر کرد

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

╔════════════════════════════╗پارت ۱۱۰ | «روزی که همه فهمیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط