تو فارغی و عشقت بازیچه می‌نماید

تو فارغی و عشقت بازیچه می‌نماید
تا خرمنت نسوزد تشویش ما ندانی

می‌گفتمت که جانی دیگر دریغم آید
گر جوهری به از جان ممکن بود تو آنی
دیدگاه ها (۱)

دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان بر...

این غمزه که میرنی ز نوری دگر استو اندیشه که میکنی عبوری دگر ...

𝐃𝐀𝐑𝐈𝐔𝐒𝐇 𝐄𝐆𝐇𝐁𝐀𝐋𝐈 🤍👑LYRICS: 𝐹𝑒𝑟𝑒𝑦𝑑𝑜𝑜𝑛 𝑀𝑜𝑠ℎ𝑖𝑟𝑖⊰ گرگ درون ⊱🎼حقی...

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

عاشقانه های شبنم

درسهایی که باید از این اشعار گرفت و فهمید و درک کرد...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :ممکن است حتی کارشناسان...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :با طاعات تام و تمام به خداو...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ :ابتدا بفرمایید با خود بیندیشید ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط