باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه

باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه
خانه ام کو؟
خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران؟
گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر کجا رفت خاطرات خوب و رنگین؟
در پس آن کوی بن بست، در دل تو آرزو هست؟
کودک خوشحال دیروز، غرق در غمهای امروز،
یاد باران رفته از یاد، آرزوها رفته بر باد....
باز باران می خورد بر بام خانه، بی ترانه، بی بهانه
شایدم گم کرده خانه....
دیدگاه ها (۱)

🟠 #پاییز آرام #آرام از #راه می رسد🟢 با #عطر باران و #رقص برگ...

پیوند خون و اختیارپارت ۴ | خیانت نزدیک‌تر از همیشهسه روز از ...

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

.......//برده ی زیبا//.......

💗 پارت اول | «بابایی فقط مال منه!»صبح یک روز کاملاً معمولی ب...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

پارت آخر — قشنگ‌ترین خاطره 🌸سال‌ها از روز ازدواج جونگکوک و ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط