آسمان بار امانت نتوانست کشید

آسمان بار امانت نتوانست کشید

قرعه ی کار بنام من دیوانه زدند

آتش آن نیست که از شعله ی او خندد شمع

آتش آنست که در خرمن پروانه زدند....
دیدگاه ها (۳)

انتقامى در كار نيست ؛چون تو روزى خانه‌ی من بودى و من جايى را...

دیوانه ی  محبت  جانانه ام  هـنوزدست  از دلم  بدار که دیوانه ...

دل لرزان و نگاه نگران من و توعاقبت فاش کند عشق نهان من وتوزن...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

دوست به کین است و آسمان به کمینم خستـه دل از دست آسمان و زمی...

از خدا نگو وقتی حتی یک آیه از کتابش را نخواندی نفهمیدی

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

توضیحات و مقدمه اکتبر ۱۹۹۹؛ در آرامش یک روستای دورافتاده، خا...

🎦 کلش‌ریپورت نیز از وقوع آتش‌سوزی در یک کشتی در آب‌های ساحلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط