/ تو در تخت...

/ تو در تخت...
من در تخت...
تو با او...
من با تیغ....
امشب هر دو خونی می ریزیم
ععشقت از میان پاهایش.و من از رگ دستانم...
امشب "زنی" میشود برای تو
ومن "گدای" دم مرگ
اصلا میدانی؟....
گاهــــــے دلم برای خودم تنگ می شود...
گاهــــــے دلم برای باورها و اعتمادهاے گذشته ام، تنگ می شود...
گاهــــــے دلم برای پاکیهاے کودکانه ے قلبم، می گیرد...
گاهــــے آرزو می کنم اے کاش..
اصلا ای کاش...دلــــــی نبود
تا تنگ شود...
تا خسته شود...
تا بشکند...
اما به یـــــاد داغـــــی که بر قلبم نهادی...
امشبـــــ پشت دستانم را با تـــــه مانده ی ســــــیگارم تا مغز استخوانم سوزاندم....
هه....حـــــالا برو در آغــــوشش بلندتر نالــه کن تا مســـــتش کنی....
"لـــــعـــــنـــــتـــــی
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

گاهی دلم چنان برای دیدارت تنگ می‌شود که میدانم تنها راهِ رسی...

عاشقانه های شبنم برا عزیزانم

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

عاشقانه های شبنم

@nphotography

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط