شب خوش

شب خوش
خورشید .

نفسی بـیا و بنشین ، سخنی بگو و بشنو

که به تشنگی بمردم ، بـــر آب زندگانی
دیدگاه ها (۱)

نیمه‌شب، ماه تنها، در حوض سکوت شناور بود.خورشید آمد،با هزارا...

قدم قدم همه جا آمدم به دنبالتنبوده ام نفسی بی خبر از احوالتج...

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

عاشقانه های شبنم

«مصرف نوشابه»در هنگام تشنگی اشتباه ترین گزینه ممکن برای جبرا...

؛ بر گیر شراب طرب‌انگیز و بیاپنهان ز رقیب سفله بستیز و بیامش...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

دازای اوسامو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط