من یک زنم.

من یک زنم.

هـــر چـقــدر هـــم که ادای محـکــم بــودن را دربـیــاورم !

هـــر چـقــدر هـــم که ادای مسـتـقــل بـــودن ...

ایـنــکه " مـمـنـ ــون " !

خـــودم از پـسـش بــرمی آیــــم ...

بـاز هـــم تـه تهـــش ...

بـه آن سـیـنــه پـهــن مــردانـه اتـــــــ نـیــاز دارم !

بـه دسـتـــــ هــایــت حـتــی ...

نـمــی دانـی چـه لــذتــی دارد ...

وقـتــی " تـ ــ ـو " از خـیــابــان ردم مـی کـنــی...!
دیدگاه ها (۱)

خدایا با شرف تر از اون واسم نیست خدایا ببخشه منو خدایا تو خو...

خدایا وقتی امروز بهم گفت مال کسی نیستم عزیز کسی نیستمممفهمید...

مرا حبس کن در آغوشت ؛  من برای حصار بازوان تو مجرم ترین زندا...

برای تمام روزهای کنار تو بودن خداروشکر میکنم   دوست دارم بیش...

پارت پنجاه‌وهفتم | صبحِ آرامجئون جونگ‌کوکنور صبح آروم از پنج...

چند پارتی تهیونگ

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

فیک : بین راندها

پارت ۱۹۵

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط