به خانه ام بیا،،

به خانه ام بیا،،

تا برایت چای بریزم..

با هم چای بنوشیم؛

از خاطرات شیرین گذشته،

از گذر ایام و آرزوهایمان،

با هم حرف بزنیم..

لطفا زودتر بیا،،

سماور کوچکم در گوش قوری،

گلدار پچ پچ میکند...
دیدگاه ها (۱۹)

پنجـره را که بـاز می کنـیدلــم می آیـد ولــب طاقچـه ی نگـاهت...

امروز خورشید شادمانه‏ ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگ...

راز شاد زیستن انجام دادن آنچه که دوست می داریم نیست،دوست داش...

آرامـشـــ ۰۰۰محصـول فکـر کـردن نیسـت !آرامشـــ ۰۰۰محصـول ف...

همه با تعجب نگاهم میکردند و من فقط به پریسا فکر میکردم . حس ...

ترس شیرین pt 33√ببین.... میدونم رفتم درست زمانی که بیشتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط