من آن پدرم کز پسرم دست کشیدم

من آن پدرم کز پسرم دست کشیدم
صبحم ز ستاره سحرم دست کشیدم
از داغ ابوالفضل گرفتم به کمر دست
با داغ علی ، از جگرم دست کشیدم
دیدگاه ها (۴)

یا صاحب الزمان ادرکنی

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

پارت ۳۸درگیری شروع شد.تهیونگ از جونگکوک قوی‌تر شده بود.اما م...

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای خوش به حال لب اصغر که تو ...

به نظرم پاییز دختریست با موهای گیس شده؛ که روی آن را با گل س...

محمد زکریا طبیب رازی راکه فیلسوف عجم بود و اوستاد عرببه فن ف...

🥀‌🏴خورشیدِ طوس از غمِ هجرت به خون نشستدل‌ها ز داغِ غربتِ سلط...

پدرم نیست ...

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط