ای كاش...

ای كاش...
می توانستم بگويم
كه با من چه می كنی
تو جانی در جانم می آفرينی..‌
تو تنها سببی هستی كه به خاطر آن
روزهای بيشتر شب های بيشتر
و سهم بيشتری از زندگی می خواهم
تو به من اطمينان می دهی
كه فردايی وجود دارد
دیدگاه ها (۰)

من هیچ وقت نمیخوام واقعیت هارو ببینم نمیخوام چیزایی که همه م...

باشد که روزگار بچرخد به کام ِ دلباشد که غم،خِجل شود از صبرِ ...

راز نهفته ای. مثل گلبرگ های رز آبی نایابی، در اعماق قلبم چون...

رنج به پایان رسیده و تو از دروازه های مروارید وارد شده ای.در...

در خیالات  محالم چون   که  دیدارت  کنمدر وجودت  نازنین ، عشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط