از بس که ملول از دل دیوانه ی خویشم

از بس که ملول از دل دیوانه ی خویشم
هم خسته ی بیگانه ، هم آزرده ی خویشم

این گریه مستانه ی من بی سببی نیست
ابر چمن تشنه و پژمرده ی خویشم
دیدگاه ها (۳)

جاده بی راهه

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم تقدیم زندگیم

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

آفتابی شد به تنهایی ما  تابید و رفتآتشی زد در جواهرخانه‌ی خو...

شده دلتنگ شوی و هیچ چاره‌ای نداشته باشی جز اشک... من هر شب، ...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

عاشقانه ها

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دلم خون است و کس از حالِ این دل باخبر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط