در رو باز کردم

در رو باز کردم
برام کمی عجیب بود
تقریبا میشد گفت تو کل تهران
کمتر پیدا میشد که گل فروش یه خانم باشه
سلام کردم...
داشت یه سیم نرم رو محکم می پیچید دور یه دسته گل
بدون اینکه به صورتم نگاه کنه
گفت :

" سلام آقا بفرمایید "

اول رفتم سمت میخکا
بعد "رز"ها رو دیدم
بعد "لیلیوم" ها رو
و همین طور که جای خودم داشتم می چرخیدم
چشمم افتاد به یه تیکه از روسری سبز رنگش
بعد یه لایه ی نرم از موهای مشکیش
بعد صورتش
چشماش
پرسیدم :
خانوم ببخشید می تونم یه سوال بپرسم؟
برگشت تو صورتم نگا کرد
خیلی آروم گفت:
"جانم بفرمایید"
گفتم:
جسارته ها
ببخشید تو روخدا
فقط خواستم اسمتونو بدونم
خیلی آروم تر گفت:
مریم...
یه دسته میخک خریدم
سریع اومدم بیرون
گل های میخک خیلی قشنگن
گل های لیلیوم
گل های رز
ولی مریم...


"حمید جدیدی"
دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 164♡⁠。⁠)⁩اروم ک...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

#in_your_eyes part_85ویو کایلایک روز از مرخص شدنم گذشته بود....

𓆩 🖤🤍 𓆪 ری‌اکشن BTS وقتی تصادفی همدیگه رو می‌بینیم و اونا می‌...

سناریو پسرای اسلایترین

🌹 رزهای خونینپارت اولصبح زود بود و یونا مثل همیشه توی گل‌فرو...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

پارت ۶یک هفته بعد_ساعت ۳ و ۲۲ دقیقه ظهر_جیمین:داشتم ناهار ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط