پارت

پارت18

جیمین: چطور شد حافظت برگشت
ا.ت: رفتم داخل اتاقی که در قفل بود
جیمین: چجوری رفتی
ا.ت:با کلید
جیمین: کجا پیداش کردی
ا.ت: میخوای دعوام کنی
جیمین: چرا دعوات کنم
ا.ت: که بدون اجازه رفتم اونجا
جیمین: خونه خودته رسیدیم
ا.ت: نیلا هم اونجاست
جیمین: یه لحظه نمیری بهش بگی که ا.تیی
ا.ت:خب باشه
جیمین: برو نزدیکش فقط همین
ا.ت: اینم باشه
جیمین: بریم
ا.ت: سلام
نیلا: سلام وایسا ببینم تو با جیمین اومدی
ا.ت: چی
نیلا: واقعا که این دخترخالت بود یا یکی دیگس سریع که خواهرم اینجوری شد رفتی دنبال یکی دیگه حیف خواهرم که داشت به خاطر تو اشک میریخت
ا.ت: اونیی
جیمین: هیی
نیلا: خانم چیزی گفتی
ا.ت:نه
هیونا: نیلا بسه دیگه جیمین دست این دختررو بگیر برید
جیمین: بریم
از اونجا رفتیم
ا.ت: یه لحظه با دختر خالت چیکار کردی
جیمین: تو چیکار به او داری
ا.ت: راستشو بگو
جیمین: خب تازه برگشته

#جیمین
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۳)

پارت19ا.ت: میخوای ولم کنی بری با او جیمین: اخه مگه میشه امرو...

پارت20ا.تآقای پارک منو همینجوری نبین یه کاری میکنمکه نتونی ا...

پارت17(تو دفتر درباره زندگی کامل خودشو ا.ت نوشته بوده) ا.ت: ...

پارت16چند روز بعدجیمین: نودل میخوریا.ت: عزیزم بزار خودم درست...

صبح ویو جیمین از خواب بیدار شدم دیدم ا،ت تو بغلمه خیلی خوشحا...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط