گفتگوی کاملا واقعی بین دو دخدر در تاکسی:

گفتگوی کاملا واقعی بین دو دخدر در تاکسی:

اولی: مربی تئاترمون قبلا دستش تومور داشته ...

دومی: تومور مغزی !؟!

اولی: نمی دونم… اونشو نگفت !!!

الله اکبر
دیدگاه ها (۱۲)

دختره دماغش شبیه آرنجه بزغالس ..!! اونوقت تو فیسبوکش زیره ع...

تبلیغ یه آموزشگاه تعلیم رانندگی رو درش نوشته بود رو داشته با...

خانومای عزیز ، توجه کردین این روزها حتی یه خواستگار هم تلفن...

دختره زنگ زده،برداشتم میگم الو؟ قطع کرد! اس داد گفت به ق...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 17روز عروسی بالاخره رسید.از صبح، خان...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

باران از عصر شروع شده بود.چویا کنار پنجره ایستاده بود و به خ...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت 1 ]از صبح تهیونگ ع...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

فصل دومپارت بیست و ششم | دوباره از نوبعد از آن شب...برای اول...

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌وسوم 𓆪 🖤🥀پله‌ها یکی‌یکی زیر پای اسما و یو...

....پارت نهم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط