وواااااایییی دلم... آآآآآآییییی دلم....

وواااااایییی دلم... آآآآآآییییی دلم....
چیه خووو دلم بدرد اومده از دست این همه شکستهای عشقی!!!
از بس بهشون خندیدم...!!!! تا تقی به توقی میخوره عاشق میشن بعد دوباره تا تقی به توقی میخوره شکست عشقی میخورن!!!
اصلا هنو نفهمیدن عاشق بودن چه وضیه.....
دیدگاه ها (۶)

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

برده عمارت جئون

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت سوم: اعترافِ بی‌محابا و اشغالِ غیرقا...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

وقتی بیماری قلبی داشتی و...¹عضو هشتم و مکنه ی گروه بودی..همه...

forced by your sideبه اجبار کنار تو part: 23رفتن داخل خونه ن...

Anya x Damian پارت۵۷

پارت سوم: قفسِ آهنیکلاس هنوز آروم بود که یهو صدایِ باز شدنِ ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت11ویو کوکگوشیمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط