انگشت حیرت بر دهان بغض هایم مانده است

انگشت حیرت بر دهان بغض هایم مانده است

نه چاهی برای فریاد دارم

نه روی ناله به آسمان

نمیدانم

درکدامین فاجعه

دست های دیگری را

با دست های خدا اشتباه گرفتم

که امروز

اینهمه تنهایی من بی انتها
دیدگاه ها (۳)

من اگر یڪ روزخدا را ببینمــنه از بهشتـــ می‌پرسمــنه از جهنم...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

لشکریان الکرار انصار الله

پارت ۱۴مست شده بودم حالم دست خودم نبود.ناله میکردم و میگفتم ...

سه☆پارتی.......p.3بعد اروم به تخت نزدیک شد و روی صندلی کنارش...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

کاش می‌شد برای لحظه‌ای، دنیا را روی دور کند گذاشت.آن‌قدر دوی...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت14ویو کوکبارون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط