داشتم آماده میشدم که کوک در زد
داشتم آماده میشدم که کوک در زد
کوک : پرنسسم من اومدم خونه لباس بپوشم آماده دشدی؟
ا. ت : نه کوک هنوز نپوشیدم
کوک : اوکی من میرم آماده شم
کوک رفت و من داشتم آماده میشدم
لباسو پوشیدم و مو هامو درست کردم بعد یه آرایش کردم (عکسشو میزارم)
بعد یه عطر با بوی تلخ زدم چون کوک هم همینو دوست داره رفتم کفشو آوردم و پام کردم(عکسشو میزارم)
ا. ت : خیلی پاشنش بلنده به کوک بگم؟ نه نه نه نمیخوام الان بره بگرده دنبال کفش
ویو کوک
رفتم به ا. ت گفتم که من اومدم بعد اومدم اتاق کارم و لباسی که گفته بودمو گذاشتم رو تخت و رفتم توی حموم و یه حموم کوتاه کردم اومدم لباسم رو پوشیدم (عکسشو میزارم)
و بعد مو هامو سشوار کردم و با ژل با بالا هدایتش کردم وعد کفشامو پوشیدم و یه عطر تلخ زدم و رفتم پایین منتظر ا. ت موندم طولی نکشید که ا. ت اومد پایین صدای کفششو میشوم سرمو از گوشی در آوردم که با چهره زیبا ا. ت رو برو شدم اون لباس اون اون کفشا که زیبایی خاصی رو به پاهاش داده بود که با صدای ا. ت از فکر اومدم بیرون
ا. ت : کوک بد شدم؟
کوک : ت... تو زیبا ترین شدی پرنسسم
ا. ت: تو هم زیبا شدی اممم عشقم
کوک : چ... چی؟
ا. ت : عشقم
کوک : تو منو عشقم صدا زدی؟
ا. ت : آره خب
کوک : وایییی باورم نمیشه
ا. ت : کوک بس کن بیا بریم دیر میشه
ا. ت و کوک باهم رفتم بیرون کوک در ماشین رو برای ا. ت باز کرد و ا. ت سوار شد خودشم سوار شد و راه افتاد وقتی رسیدن اونجا یه ساحل بود
کوک : ا. ت پیاده شو
ا. ت پیاده شد و رفت توی ساحل
ا. ت : کوک چرا ما اینجاییم
که کوک
کوک : پرنسسم من اومدم خونه لباس بپوشم آماده دشدی؟
ا. ت : نه کوک هنوز نپوشیدم
کوک : اوکی من میرم آماده شم
کوک رفت و من داشتم آماده میشدم
لباسو پوشیدم و مو هامو درست کردم بعد یه آرایش کردم (عکسشو میزارم)
بعد یه عطر با بوی تلخ زدم چون کوک هم همینو دوست داره رفتم کفشو آوردم و پام کردم(عکسشو میزارم)
ا. ت : خیلی پاشنش بلنده به کوک بگم؟ نه نه نه نمیخوام الان بره بگرده دنبال کفش
ویو کوک
رفتم به ا. ت گفتم که من اومدم بعد اومدم اتاق کارم و لباسی که گفته بودمو گذاشتم رو تخت و رفتم توی حموم و یه حموم کوتاه کردم اومدم لباسم رو پوشیدم (عکسشو میزارم)
و بعد مو هامو سشوار کردم و با ژل با بالا هدایتش کردم وعد کفشامو پوشیدم و یه عطر تلخ زدم و رفتم پایین منتظر ا. ت موندم طولی نکشید که ا. ت اومد پایین صدای کفششو میشوم سرمو از گوشی در آوردم که با چهره زیبا ا. ت رو برو شدم اون لباس اون اون کفشا که زیبایی خاصی رو به پاهاش داده بود که با صدای ا. ت از فکر اومدم بیرون
ا. ت : کوک بد شدم؟
کوک : ت... تو زیبا ترین شدی پرنسسم
ا. ت: تو هم زیبا شدی اممم عشقم
کوک : چ... چی؟
ا. ت : عشقم
کوک : تو منو عشقم صدا زدی؟
ا. ت : آره خب
کوک : وایییی باورم نمیشه
ا. ت : کوک بس کن بیا بریم دیر میشه
ا. ت و کوک باهم رفتم بیرون کوک در ماشین رو برای ا. ت باز کرد و ا. ت سوار شد خودشم سوار شد و راه افتاد وقتی رسیدن اونجا یه ساحل بود
کوک : ا. ت پیاده شو
ا. ت پیاده شد و رفت توی ساحل
ا. ت : کوک چرا ما اینجاییم
که کوک
- ۱.۲k
- ۰۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط