طلا هایش را داد و از درِ ستاد پشتیبانی رفت بیرون...

طلا هایش را داد و از درِ ستاد پشتیبانی رفت بیرون...

جوان صدا زد: حاج خانم..!
رسید طلاها تون رو تحویل بگیرید!

خندید و گفت: دو تا پسرم رو دادم رسید نگرفتم...

@EbrahimHadi
دیدگاه ها (۲)

#ویژه😍 #پروفایل😊 بهترین راه رسیدن به سعادت ، فقط بندگی خداست...

وقتی کسب رضایت اربابت آمریکا مهمتر از بیان واقعیت شود!این رو...

جهت تعجــــیل در فــرج امــــام زماטּصــــلوات هم نہ..💔 【 با...

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔p5خانم مین گلویش را صاف کرد:« می‌...

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔p6اون «احتمالا» یونگی، با بی تفاو...

جونگکوک لبخند بی‌حالی روی لب هایش نشست و پلک روی هم گذاشت نر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط