یک عمر قفس بست مسیر نفسم را

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را
حالا که دری هست مرا بال و پری نیست
حالا که مقدر شده آرام بگیرم
سیلاب مرا برده و از من اثری نیست
بگذار که درها همگی بسته بمانند
وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست
دیدگاه ها (۳)

می توان زیبا زیستنه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویمنه چنان ب...

باز هـــم در وحشت بــــی انتهای فــــــاصلهبــا هجوم تلخ شب ...

می توان زیبا زیستنه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویمنه چنان ب...

اگر می دانستماین آخرین دقایقی است که تو را می بینمبه تو می گ...

ویو جونگکوک بدو بدو از اتاق خارج شدم باید قبل رفتن باند بلک ...

#اشتباه.یک.پری #پارت2 --------------------------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط