سلام دوستان .ما همیشه فکر کردیم که شهیدان فقط برای حفظ خا

سلام دوستان .ما همیشه فکر کردیم که شهیدان فقط برای حفظ خاک و ناموس جنگیدن در حالیکه در کنار این دو مهم همانند سرورشون امام حسین ( ع ) شهید راه نماز شدند.

سرش را با چوب زیر فاضلاب کردند...

در حال نماز و قنوت ایستاده بود.

عراق ها به پشت درب اردوگاه آمده بودند و با باتوم به نرده های آهنی می کشیدند.

می گفتند، نمازت را تمام کن. در حالی که آن بچه در حس خودش بود.

و نماز می خواند. عراقی ها وارد اردوگاه شدند و اطراف این اسیر می چرخیدند.

نگاهش می کردند که چرا نماز و قنوتش را نمی شکند.

نماز این اسیر که تمام شد. عراقی ها دو دست او را به پنچره اردوگاه بستند،

و با باتوم و میلگرد آنقدر زدند تا مچ های دو دستش شکست، سپس رهایش کردند و

فردای صبح دوباره روی دست های شکسته اش ضربه می زدند و آن را حسابی خرد کردند.

آن رزمنده به گوشه اردوگاه آمد و به نماز ایستاد. که عراقی ها پس از پایان نماز،او را به سمت فاضلاب دستشویی بردند، بعد هلش دادند...

و سرش را با چوب زیر فاضلاب کردند...

راستی تمام این شکنچه ها به خاطر دو رکعت نماز بود...

راوی/ حاج حسین یکتا
دیدگاه ها (۵)

برای بعضی ها نامش،آقای خامنه ای است،بعضی دیگر، مقام معظم رهب...

تصویر کاملا گویاست .حرفی برای گفتن باقی نمیمونه.

حسين(ع) جان!راست گفته اند؛ عالم از چهار عنصر تشکيل شده:آب......

:★★★★★★★★★★★★★★ ميگفْت:ما نَسلِ "غيرَت رويِ خواهر"و"روشنْفِك...

⁨⁨ داستان تسبيح آقا از زبان، بستگانپیش از سفر اربعین، برای خ...

این حقیقتِ تلخ، مثل یک لایه‌یِ پنهان زیرِ تمامِ این درگیری‌ه...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

https://wisgoon.com/dabi5988من هشت سال از عمرم را در اسارت و...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ⁹اردوگاه مثل همیشه ساکت بود و فقط صد...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۳‌آنیا حس کرد که زمی...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت پایانی)

P¹⁰بعد از آن پیام، هیچ‌کدام حرفی نمی‌زدند.یورا بالاخره گفت: ...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۳ آنیا و دامیان به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط