‏از اولین جلسه کلاس زبانم برگشتم خونه تا بابام از، در اوم

‏از اولین جلسه کلاس زبانم برگشتم خونه تا بابام از، در اومد گفتم: های بابا😊


با کمربند افتاد به جونم انقد زد که کبود شدم😢



بعدا فهمیدم تو دهات بابام اینا میخوان گوسفندا رو صدا کنن بهشون میگن های😂😂😂😂😂
دیدگاه ها (۳)

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_4ویو میراواقعا چه ربطی به...

سلام صدسلام😇بچه ها دارم میمیرم 🤩🤒امروز رفتم مدرسه یعنی الان...

.MY GOOD MISTAKE. P2

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 180♡⁠。⁠)⁩از صدا...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 7ویو ات:روز دوم مدرسه بود و من از هم...

چند پارتی جونگ کوک

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۳ صبح روز بعد، جونگین وارد مدرسه شد.ه...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط