دوجونگ:خودت خسته میشی و دیگه نمیتونی پاتو رو صندلی نگه دا

دوجونگ:خودت خسته میشی و دیگه نمیتونی پاتو رو صندلی نگه داری اونوقته که دیگه...فووووت میری اون دنیا:/
جونگکوک:دوجونگ تو با من دشمنی داری توروخدا این کارو با ات نکن با من بکن
بی توجه همه بیرون رفتن دوجونگم قبل رفتن گفت
دوجونگ:خودتم میتونی نجاتش بدی البته اگه دستاتو تونستی باز کنی!
دیدگاه ها (۱)

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

پارت دو قرمزی 😗🤷🏻‍♀️ ببخشید اگه دیر شود 🙇🏻‍♀️🫠ویو اتکه یهو د...

#دوپارتی🦋پارت¹ات روزه سختی رو توی مدرسه گذرونده بود...انقدر ...

گل خونی پارت 40+ جیمی رو برایم پیدا کن = چشم و بعد تهیونگ گو...

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

چند پارتی جیمین پارت ۲

وقتی پدربزرگت میمیره میاین ایران و تو حالت بده . یه گوشه پار...

رومان روز برفی (پارت10)از زبان ات صبح شدجونگ کوک کلی گشت اما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط