درد مرا انتخاب کرد . . . .

درد مرا انتخاب کرد . . . .


من تو را . . . .


تورفتن را . . . .


آسوده برو . . . . !


دلواپس نباش . . . .


من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم . . . .




"غم می بارد از حرفهایم ،
با چتر بخوان نوشته هایم را . . . ."
دیدگاه ها (۱)

پارت۵#تو راز شب های منیسه‌تایی هنوز توی کتابخونه نشسته بودن....

تا صبح بیدارم ، چرا ؟ چون دوستت دارمآرام می بارم ، چرا ؟ چون...

You stepped through my door Where the danger was born Your t...

«خیر در دست توست، همانا تو بر هر چیزی توانا هستی».وقتی شرایط...

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

پارت سیزدهم — خواهرآرینا به دختر خیره شده بود.«خواهرم...؟»دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط