وقتی واژه خدا را بر زبان می رانی،

وقتی واژه خدا را بر زبان می رانی،
گویی به چیزی دور و دست نیافتنی اشاره می کنی.و قرن هاست که می گویند خدا چیزی درآن بالا ،
در آسمان دور دورهاست . اما وقتی می گویی عشق،به چیزی اشاره می کنی که به قلب بسیار نزدیک است و مبلغان همواره کوشیده اند تا ثابت کنند خدا در دوردست هاست،زیرا اگر خدا در دور دست ها باشد آنان میتوانند خود را نماینده و واسطه ی او معرفی کنند.
وقتی واژه خدا را به کار می بری گویی از یک شخص سخن میگویی،خدا محدود و معین میشود .اما عشق یک شخص نیست ،یک کیفیت، یک حضور ،یک بوی خوش است و نه بوی خوش یک گل ،بلکه بسیار نامحدوتر ،بی کران و نا منتهایی تر .وقتی میگویی خدا به تو احساس ناتوانی دست میدهد؛ چکارکنم?
اما زمانی که پای عشق در میان است میتوانی کاری درمورد آن انجام دهی .طبیعت ذاتی تو عشق ورزیدن است .
مسیح می گفت ،خدا همان عشق است . من میگویم عشق همان خداست.

بابک ...
دیدگاه ها (۱۴)

تمام لذت دنیا شاید همین باشد؛داشتنِ کسی که عشق را بلد است…نه...

*زبان فارسی ما دارد خفه می‌شود! نه با گلوله، نه با سانسور......

من میگم رفیق آدم باید از خودش عاقل‌تر باشه؛ یه جورایی مکمل ب...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :برخی به تقلید از فرهنگ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :آری، در زیارت عاشورا ک...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

پیامبر خدا چنین بود ...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

کجای این دو پیشنهاد شرافتمندانه و عزتمندانه است؟!(بخش اول)✍️...

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونینPART: oneویو الیزابت همه چیز از ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط