عاشق

۳ عاشق

پارت ۹

ویو ا/ت
از خواب بیدار شدم ولی هنوز دستای جیمین و پشتم حس میکردم چرا تا الان نرفته؟
ا/ت: جیمین بیدار شو شب شده
جیمین : .......
ا/ت: جیمین میگم بیدار شد
جیمین : .... ......
ا/ت: به عنم بیدار نشو
دستاشو از خودم جدا کردم داشتم بلند میشدم که برم....
جیمین : یعنی انقدر بی ارزشم؟
برگشتم وقتی دیدمش پرام ریخت جیمین داشت گریه میکرد اونم برای اینکه بهش گفته بودم به عنم
ا/ت: چرا گریه میکنی؟
جیمین : ولم کن برو پیش همون دوتا عشقت
ا/ت: برو بابا کدوم عشق!
جیمین : نمیخوام ببینمت برو ( بغض گریه)
حالش بد بود نمی تونستم همون جوری بزارم برم رفتم رو تخت داشت نگام میکرد دراز کشیدم و بغلش کردم سرشو برد تو سینه ام از شدت زیاد گریه اش سینه ام خیس شد منو به خودش بیشتر چسبوند منم مخالفتی نکردم یهو شروع کرد به بوسیدن سینه ام روش داشت مارک میزاشت وقتی سرشو آورد بالا چشمای گریونش دلم و آب میکرد
جیمین : تو مال منی به کسی نمی دمت
هیچی نگفتم
جیمین : تو فقط و فقط باید تو بغل من باشی من حق دارم اینجوری برات مارک بزارم فقط من نه هیچ لاشی دیگه ای
فقط نگاش میکردم که لباش و کبود رو لبام مک میزد منم همراهیش کردم بعد چند مین نفسه مون گرفت و جدا شدیم
جیمین : بیا بریم پایین بیبی
ا/ت: باشه
بلند شدم دستمو گرفت و بردم پایین وقتی رسیدیم به پله ها و اون ۲ تا رو دیدم خشم و عصبانیتو توی هر دوتاشون حس کردم مخصوصا کوک.
رفتم نشستم رو مبل داشتم تلویزیون میدیدم ولی مغزم هنوز درگیر اون خوابی بود که دیدم
یعنی واقعی بود؟ ول کن اصلا
تو همین خیالات بودم که ته یونگ اومد پیشم نشست
تهیونگ: آماده شو قراره عصری ببرمت بیرون
یعدفه ذوق کردممم
ا/ت: واقعاااااا ( ذوق)
تهیونگ که خنده اش گرفته بود
گفت : آره بچه میبرمت
منم زود یا بدو بدو رفتم اتاقم داشتم فک میکردم چی بپوشم چی نپوشم که در اتاقم خورد باز شد من پشتم به در بود داشتم لباس رو نگاه میکردم گفتم
ا/ت: بله کاری داری؟
صدایی نیومد
یهو دستایی از پشت بغلم کرد نفس گرمی مورد تو گردنم. تنم مور مور شد
کوک: اه جوجه من داره لباس انتخواب میکنه
ا/ت: آره
کوک: باز بپوشی همینجا پاره اش میکنم
ا/ت: چرااااا
کوک: چون مال منی کسی حق نداره بدن خوشگلتو ببینه

میخواستم جواب بدم که...............


خماریییی
تا پارت بعدی بدرود امیدوارم خوشتون اومده باشه
لایک و کامنت فراموش نشه و بگین لذت بردین یا نه
دیدگاه ها (۲)

۳ عاشق پارت ۸ ویو ا/تاینجا کجاس؟ من توی یه باغم؟ مگه رو تخت ...

بخدا ااااا درسام زیاده هه هشتمم یکمی مراعات حال کنین ولییی ...

طراح عشق

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط