خداحافظی اخر:)))

خداحافظی اخر:)))

خب سلام!
ململ خانوم میخواد صحبت کنه::

راستش دو روزه که مدرسه ی من شروع شده..
و از اون روز به بعد،فشار درسی خیلی رومه
یه سری مشکلات خانوادگی جزئی هم هست که زیاد تاثیری نداره ولی خب..
کلاس زبانم خیلی تکلیف میده،جوری که امشب به خاطر تکلیفاش از استرس دستام میلرزید و گریه‌ام گرفته بود..و چون نمیتونم تا حد ممکن درس بخونم،یه ذره زیادی استرسی میشم..یعنی یه جورایی حالم بد میشه
از اونجایی که تازه وارد هفتم شدم،سخته با محیط جدید سازگار بشم و همین اذیتم میکنه
و بعد از همه ی اینا،حمایتا..
خودتون بگید که چندبار بهتون گفتم عاف میزنم..ولی بازم فقط همه زیر کامنتا اینجوری بودن:
:نرووووو
:من بدون فیک های تو نمیتونمممم
:واییی چرا همه دارن میرن؟

در صورتی که حاضر نیستن به خودشون زحمت بدن یه لایک بکنن
یا نهایت کامنتا همینه:
:عالیییی ململ خانوممم
:شاهکارهههه

د اخه-
بعد میگید چرا همه دارن میرن؟
حمایتا رو دیدید؟نچ..
برای کسی که با این وضعیت داره رمان مینویسه،حداقل یه ذرهههه حمایت کنید
ولی خب ممکنه برگردم!

و بالاخره...
خداحافظ ململی ها:)))
فقط منو یادتون باشه هاااا
دلتون برام تنگ بشه هااااا
دیدگاه ها (۲۰)

عآف-

US,because of them...Part¹⁸یونیگ مکث کرد..بعد با اطمینان گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط