دیشب بعدازدیدن فیلم ستایش جوگرفتم پریدم جلوبابام وگفتم ای

دیشب بعدازدیدن فیلم ستایش جوگرفتم پریدم جلوبابام وگفتم این خونه که توش نشستی وماشینی که زیره پاته ماله منه،
.
.
.
.
.
.
هیچی دیگه الان هفتا دندون بيشترندارم وچشم چپمم 25درصد بینایی داره.
دیدگاه ها (۳)

وقتی...(پارت چهارم)

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

پارت: 23 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت هشت صبح، راهروی دبیرس...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

[•] عمارت عشق [•]Part number 26ـ«گاهی اوقات انسان ها عصبانی ...

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت۹ _____________________✨🌝✨__...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 23بچه ها من متوجه شد...

KIM V

پارت: 21 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*قلبم یه ضربان رو جا انداخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط