پاییز می رسد به هوای جدا شدن

پاییز می رسد به هوای جدا شدن
از هر چه غیر عشق و رضای خدا شدن
کار خداست فرصت تغییرهای نو
سر بر زمین نهادن و سر در هوا شدن
سرد است گرچه جان هوا باز گرم شد
بازار داغ بوسه و آغوش وا شدن
از یادگار گرمی فصل گذشته شد
برگ درخت خونی و خون ها به پا شدن
ای بوی مهر و نم نم باران آذری
آبان توست جاری در جاده ها شدن
پاییز فصل رونق اشک است کاش کاش
از اشتیاق باشد و نه از جدا شدن
م.ن.راهی
دیدگاه ها (۱)

قبل از این که دهانت را به زدن اتهام باز کنی چشمهایت را باز ک...

از هر کس عصبانی هستی باش اما نباید جور آن را دیگران با دیدن ...

پرواز بال نمی خواهد دل می خواهد و بس!! م.ن.راهی

یک راننده ماهر به تابلوهای مسیر توجه می کند تا با موفقیت به ...

نیمه شب _Part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط