تمام امید من...همه بود و نبود من...هستی من..عمرم..زیبای م

تمام امید من...همه بود و نبود من...هستی من..عمرم..زیبای من
جون ناقابل من فدات..




تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم
آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم

با آسمان مفاخره کردیم تا سحر
او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم

او با شهاب بر شب تب کرده خط کشید
من برق چشم ملتهب سا.... را رقم زدم
دیدگاه ها (۴)

شهدا

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ³یانگ جون: من دوست دارم مامان سومیاو ص...

part : 40chapter : 2آروم آروم از راهرو رد شدم و در اتاق ویلی...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁷ویو سومیاوهمین که اسم «جینو» به گوشم ...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:⑤نزدیکایِ غروب بود که با لباسِ نظامیش اومد خ...

چند پارتی

پارت پنج

پارت ۲۱«من میرم برات آب میارم.»«باشه»تهیونگ برق های خانه را ...

« لایک نکنید شب میام تو خوابتون🙄🌗»وقتی طراح لباسشی و اون عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط