شمعی در خلوت دل‌ شعله‌ور

شمعی در خلوت دل‌ شعله‌ور

پروانه‌ای در سکوت شب عارفانه می‌‌در سبوی دل‌ می‌‌ریخت

پنجره مهتابی  ماه را بر شیشه خود  می‌کشید

 عاشقی در کوچه خلوتی حلقه بر در خانه یار میکوبید

شراب در ‌خم سنگی‌ بی‌ صبرانه در آرزوی مستی ناب می‌‌گردید

مجنون بر برگ گلی‌ می‌نوشت لیلی

آب در کوزه گلی در آرزوی تشنه لبی یخ می‌‌زد

سکوت در دل‌ شب منتظر دلینگ دلینگ ساعتی ثانیه هارا می‌‌شمرد

 آسمان پر ستاره آبرا  در هاون ذلیخا   می‌‌کوبید

ابر سپیدی دلتنگ باران 

باران در جوی یکه و تنها در پیچ و ‌خم جوی میرفت

غنچه  گلی در خواب عطر خوش خودرا  به معشوق می‌‌بخشید

آسمان صاف . عشاق پشت پنجره بیدار

ماه عریان . شیشه پنجره صیقل خرده

شب دراز .  قصه شهرزاد کوتاه

پادشاه قصه خواب

زمین خشک با دیدن   ابری چاک خرده

خرمن خشک منتظر خرمنکوب   بر خشکی خود افزوده
#عشق

دیدگاه ها (۳)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT:1میا هر شب دقیقاً ساعت سه و هفد...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

فصل دومپارت شانزدهم | فاصله‌ای به اندازه‌ی دو سالسه ماه گذشت...

( last minute )

فیک جونگکوک خواب های واقعی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط