P31
∆اسمتون چیه عمو؟
$لانا
¥تو کی هستی؟
∆من دوست خاله نینام
¥اها،لانا بیا بریم
$باشه داداشی
∆کجا عمو بیایین اینجا ببینم
¥چیکارمون داری
∆میخام بهتون شکلات بدم
$اما بابایی گفته از غریبه ها شکلات نگیر
∆من که غریبه نیستم
$تو با پدرومادرمون دوست نیستی پس..پس غریبه ای
∆اَیششش،امم خب باباییتون دیگه چی گفته رمز گاوسندوقی اسناد کارخونه ای چیزی
¥یعنی چی؟
∆هیچی عمو ولش کن مامان باباتون کجان؟
$رفتن هتل لان بخاطر سالگرد ازدواجشون
¥یونا ساکت شو
∆هه،منظورت هتل لاینه
با چشمای درشتشون بهم زل زده بودن
∆عمو باید بره کار داره
یهو دیدم نینا اومد
©سلام
∆سلام من دیگه میرم
©چی تو که تازه اومدی
∆کاری برام پیش اومده باید برم
©باشه
سریع به سمت در حرکت کردم
بیرون شدم سوار ماشینم شدمو حرکت کردم
ویو هانا
+جونگکوک من فعلا قصد دوباره مادر شدن ندارم
-خب از کجا معلوم تو دلت بچه کاشتم
+چندبار بهت گفتم آ#ب بی صاحابتو داخ#ل من خالی نکنننن
-صداتو بیار پایین صدبار گفتم سرم داد نزن
+جونگکوک برو برام قرص بیاررر
یهو رفت بیرون درم محکم بست
-مردیکه روانیییی
خودمو انداختم رو تخت گوشیمو برداشتم زنگ زدم به نینا بعد دوتا بوق جواب داد
+الو؟
۰۰۰۰۰۰۰
+زر نزننن
۰۰۰۰۰۰۰
+نه بابا دعوامون شد
۰۰۰۰۰۰۰
+دسته منه مگه مردیکه روانی بدونه دعوا زندگیش پیش نمیره
۰۰۰۰۰۰۰
+ولش کن حالا بچه ها خوبن؟
۰۰۰۰۰۰۰۰
+باشه باشه گوشیو بده
۰۰۰۰۰۰۰۰۰
+عشقای مامان چطورننن
۰۰۰۰۰۰۰۰
+باشه مامانییی قربونتون برمم
۰۰۰۰۰۰۰
+چیکارا کردین؟
۰۰۰۰۰۰۰
یهو دیدم در زده شد
+یه لحظه مامان گوشیو نگه دارر
+واییی مگه خودت کارت ندارییی الکی در میزنه منو بلند کنهه
درو باز کردم که دیدم...
$لانا
¥تو کی هستی؟
∆من دوست خاله نینام
¥اها،لانا بیا بریم
$باشه داداشی
∆کجا عمو بیایین اینجا ببینم
¥چیکارمون داری
∆میخام بهتون شکلات بدم
$اما بابایی گفته از غریبه ها شکلات نگیر
∆من که غریبه نیستم
$تو با پدرومادرمون دوست نیستی پس..پس غریبه ای
∆اَیششش،امم خب باباییتون دیگه چی گفته رمز گاوسندوقی اسناد کارخونه ای چیزی
¥یعنی چی؟
∆هیچی عمو ولش کن مامان باباتون کجان؟
$رفتن هتل لان بخاطر سالگرد ازدواجشون
¥یونا ساکت شو
∆هه،منظورت هتل لاینه
با چشمای درشتشون بهم زل زده بودن
∆عمو باید بره کار داره
یهو دیدم نینا اومد
©سلام
∆سلام من دیگه میرم
©چی تو که تازه اومدی
∆کاری برام پیش اومده باید برم
©باشه
سریع به سمت در حرکت کردم
بیرون شدم سوار ماشینم شدمو حرکت کردم
ویو هانا
+جونگکوک من فعلا قصد دوباره مادر شدن ندارم
-خب از کجا معلوم تو دلت بچه کاشتم
+چندبار بهت گفتم آ#ب بی صاحابتو داخ#ل من خالی نکنننن
-صداتو بیار پایین صدبار گفتم سرم داد نزن
+جونگکوک برو برام قرص بیاررر
یهو رفت بیرون درم محکم بست
-مردیکه روانیییی
خودمو انداختم رو تخت گوشیمو برداشتم زنگ زدم به نینا بعد دوتا بوق جواب داد
+الو؟
۰۰۰۰۰۰۰
+زر نزننن
۰۰۰۰۰۰۰
+نه بابا دعوامون شد
۰۰۰۰۰۰۰
+دسته منه مگه مردیکه روانی بدونه دعوا زندگیش پیش نمیره
۰۰۰۰۰۰۰
+ولش کن حالا بچه ها خوبن؟
۰۰۰۰۰۰۰۰
+باشه باشه گوشیو بده
۰۰۰۰۰۰۰۰۰
+عشقای مامان چطورننن
۰۰۰۰۰۰۰۰
+باشه مامانییی قربونتون برمم
۰۰۰۰۰۰۰
+چیکارا کردین؟
۰۰۰۰۰۰۰
یهو دیدم در زده شد
+یه لحظه مامان گوشیو نگه دارر
+واییی مگه خودت کارت ندارییی الکی در میزنه منو بلند کنهه
درو باز کردم که دیدم...
- ۳.۵k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط