بخون کپشو...

بخون کپشو...
من ازاول نه نویسنده بودم...
نه شاعر،نه موزیسین.حالا که فکرشو میکنم طراحی هم بلد نبودم اما خوب آدمآ تغییر میکنن
.
من همیشه ازتومینوشتم
ازتویی مینوشتم که اصلا نبودی،که اصلانمیشناختمت...
واست ساز میزدم ،شعر میگفتم 
تو رو میگفتم،تورو مینوشتم،تورو می کشیدم ،تورو...
تهش می شد یه طرح، یه تابلو یه شعر ،یه آهنگ،یه مسیر،اصلا یه متن غمگین وعجیب وعاشقانه...
خوب تو یهو اومدی
.
😔 شدی مخاطب خاص نوشته های بی مخاطب من...😔
.
شدی یه انگیزه واسم ، از نوشته هام خارج شدی و رنگ بود پیدا کردی ،دستم لرزید ...دلم لرزید....دیگه نتونستم بنویسم .....دلم میخواست فقط یه گوشه واستم ونگات کنم...
.
میدونی تو ازاولشم واقعی نبودی!
اما یهو چی شد خودمم نمیدونم، تو با اون چشمات از کجا پیدآ شدی
حالا چی!!...نیستی!...گاهی هم هستی..اما وقتی هستی چقدر خوب هستی...
.
حالادیگه نه میتونم بنویسمت نه بِکشمت نه میتونم حرفهای نزدمون رو بنوازم ونه...
اصلا ولش کن..
حالا کجایی..؟؟؟
.
ببین این منم بی تو،حالا وقتی که نیستی هوا برایم سنگین و آسمان برایم کوچک شده
این غروب جمعه بدون تو دلگیر تر از همیشه شده ،با حافظ این ساز تنهایی درد دل میکنم،هرکدوم بد تر از اون یکی دلم را آتش میزنند.....
.
حالا من مانده ام و یک عشق بی سامان.
.
پی نوشت:بازم جمعه ،بازم جمعه بدون تو،بازم جمعه بدون تو شروع شد و حالا داره بدون تو تموم میشه،لعنت به این جمعه ها،لعنت به این جمعه ها...
دیدگاه ها (۴)

F

چان برادر ناتنی تو بود و ازت پنج سال بزرگتر بود قدش ۱۸۷ بود ...

عاشقانه های شبنم

‏🐥[۱۹:۳۲ ~ ۱۹:۵۱ به وقت آرژانتین]استیبه زودی برای کنسرت می‌ر...

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

(وقتی دو هفته میره تور جهانی و...)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part38اومد جلو و بقلم کرد ولی پس زدمشسعید:چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط