مافیایمن

#مافیای_من
پارت سه

ا/ت: باشه بابا انجامش میدم
میزا: افرین دختر برو
ا/ت: حالا ببین چیکار میکنم
رفتم سمتشون گوشی پسر رو برداشتم رفتم بیرون یک چنتا عکس سریع از خودم گرفتم رفتم توی دست شویی یکم به صورتم اب زدم تا فکر کنن گریه کردم بعد رفتم داخل یواشکی گوشی پسررو گذاشتم سرجاش و بدون اینکه کسی بفهمه رفتم سمت در و با تعجب به دوروبم نگاه کردم و سریع اونا هارو پیدا کردم و رفتم سمتشون سریع با گریه سر پسره داد زدم و گفتم:
ا/ت: تو چطور تونستی بهم خیانت کنی هاااااا جواب منو بده(با داد)
؟: من اصلا تورو نمیشناسم داری چی میگی واسه خودت
ا/ت: پس که منو نمیشناسی هااا
دختره اومد جلو و گفت:
#: جیمین این چی داره میگه
؟: بهت گفتم من اصلا اونو نمیشناسم(با داد)
ا/ت: پس که منو نمیشناسی؟
#: از کجا معلوم تو دروغ نمیگی بهم ثابت کن که دروغ نمیگی
ا/ت: تو تا حالا عکسای منو توی گوشیش دیدی
#: من اصلا گوشیشو چک نمیکنم
ا/ت: پس برای اولین بار گوشیشو بگیر و چک کن
؟: چی من گوشیمو به هیچ احدی نمیدم
دوختره برگشت سمت پسره وگفت:
#: جیمین گوشیتو بده به من
؟: من بهت گفتم که اونو نمیشناسم (با عصبانیت و داد)
#: بهت گفتم گوشیتو بده به من
توی حرفاشون فهمیدم که اسمش جیمین بود و از فرست استفاده کردم و گفتم:
ا/ت: ...

پایان پارت سوم
دیدگاه ها (۰)

#مافیای_منپارت چهارا/ت: جیمین اگه راست میگی که منو نمیشناسی ...

#مافیای_من پارت پنجمویو ا/ت: جیمین: هی دختره ی هرزه چرا داری...

#مافیای_منپارت دوویو بار: جیهون کمرمو گرفت و رفتیم سمت بچه ه...

#مافیای_منپارت یک ویو ا/ت: امروز باید میرفتم دفترم اخه چنتا ...

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~*part ⁶* ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط