خـــــــــــودم را آویخته ام

خـــــــــــودم را آویخته ام
از گناهانـے که
به گردنم مـےافتد
طناب از گردنم مـےافتد،
تو از سرم نمـےافتـے
لطفا لـــــــــگد بزن
به چهارپایه اے که
زندگیم،
روے آن ایستاده
این پا و اون پا نکن
پشت پـــــــــا بزن
به بختـے که
هـے بخواب مـےرود
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲۱صبح، وقتی بیدار شدم، یک نامه روی میز بود.دست‌خط پدرم ...

پارت ۸

Porsche

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

پارت دوم نماد مرگ

برده عمارت جئون

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط