باز باران با ترانــــــــه ،

باز باران با ترانــــــــه ،

گریه هایم بی بهانـــــــــه ،

می خورد بر سقف قلبـــــــم ،

باورت شاید نباشـــــــد ،

خسته است این قلب تنگـــــــم ،

تلخ و شیریــــــــن

مثل مجنــــــــون ،

مثل لیلـــــــــی ،

مثل دریای خروشــــــــان ،

مثل امواج پریشــــــــان ،

بی قرار بی قـــــــــرارم !!!
دیدگاه ها (۱۰)

آنقدر با تمام دلتــنگی هایش، هم مهربان بود که گره زد خــدا، ...

ندانستم و دل بستم ...نپرسیدم و پیوستم ..ولی هرگز نفهمیدیم .....

ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺧﻮﺑﯽ ؟ !ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺩﻟــــ♡ـــﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ!!!ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ...

پیراهنی از برگ گل، ، ، ، ، یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر ن...

رمان:خطوط پنهان

« You left too soon »Part 1نور طلایی غروب از پنجره بزرگ سالن...

شرطا: 130 لایک 60 کامنت 30 بازنشر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط