شعر و شب / بوسه و باران / نفس های تند / چقدر خاطره دارم ا

شعر و شب / بوسه و باران / نفس های تند / چقدر خاطره دارم از آغوششان
دیدگاه ها (۳)

قلب کال مـن در فصل دست های تــو می رسـد فصـلی برای تمـــــ...

نه سوسولیم نه لاتیم
هرجا باشی باهاتیم
دربه در نگاتیم
خلاصه خ...

پروانه زمن شمع زمن گل زمن آموخت افروختن سوختن گریبان دریدن

زندگی زنده ماندن و نفس کشیدن نیست زندگی قانون باورهاست پس با...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

💜💜قسم بہ غروب پاییزو بہ پچ‌پچ‌هاے عاشقانه‌ے برگ‌هاے در حال ا...

خنده‌ های تو کودکی‌ام را به من می‌بخشد .و آغوش تو آرامشی بهش...

هر گاه قادر به شمردن قطرات باران شدی ، خواهی دانست که چقدر ...

سوگند به شب‌های بی‌ستارهو به زمزمه‌ی باددر رقصِ برگ‌های خسته...

حضرت یار

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

عاشقانه های شبنم دامنه های دماوند

🎦 شب‌های خاطره‌ساز حضور مردم در میدان‌ها.... #کف_خیابون #تجم...

چراغ ِ آویخته به رؤیای شبانهتا باران چقدر راه است؟تقاطع سمیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط