زان لحظه که دیده بر رخت وا کردم

زان لحظه که دیده بر رخت وا کردم
دل دادم و شعر عشق انشاء کردم

نی، نی، غلطم، کجا سرودم شعری
تو شعر سرودی و من امضاء کردم
#
دیدگاه ها (۲)

دیروز به شکار عشق رفتمعشق گیرم نیامدبرایت گل چیدم!

🔹 ‌‌گفته بودی که: "چرا محوِ تماشای منی؟وانچنان مات، که یک دم...

❣ ❣ باتمام مدادرنگے هاے دنیابه هرزبانے کهبدانے یا ندانےخالے ...

نشسته ام کنار دل ، به پای چشم های تو سکوت گاه گاه تو ، مرا ش...

مکن ای دل که عشق کار تو نیستبار خود را ببر که بار تو نیستمرد...

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط