روزهای رفته به چوب کبریت‌هایی

روزهای رفته به چوب کبریت‌هایی
سوخته می‌مانند
جمع‌آوری شده در قوطی خویش
هرکاری میخواهی بکن
آن‌ها دوباره "روشن" نمی‌شوند
و روزی سیاهی آن‌ها دستت را
آلوده خواهد کرد...
دیدگاه ها (۲)

وقتی کتاب میخونی به طرز عجیبی از جمع بقیه جدا میشی ولی اصلا ...

برایم کتابی "بخوان" کتابی که هرواژه‌اش عطر مخصوص دارد و هرصف...

هیچ‌وقت واسه رفتن کسی‌که بهشعشق دادی و محبت کردیو واسش خودت ...

عشق یعنی دیر بیاید، زود برود و تو سال‌ها با خاطره‌ای کوتاهنف...

آنجا که خلیج، آبی‌اش را به سرخیِ خون داد…جنوب، در روزهای جنگ...

یـادش بـخیـر 🌸🌸هر جمعه خونه "مادربزرگ" جمع می‌شدیمریز تا درش...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۰ شب، وقتی نامجون لیا رو جلوی خونه پیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط