من سوختم اما درونم ... یک لحظه خاموشت نکردم

من سوختم اما درونم ... یک لحظه خاموشت نکردم
یک عمر مردم هر دقیقه ... از بس فراموشت نکردم
این سوختن های همیشه ... از من یه مرد دیگه ای ساخت
از بس نگاهم هر طرف رفت ... چیزی من و یاد تو انداخت
عشق تو آتیشه عزیزم ... رو زخم من مرحم نمیشه
من هر چی از تو دور میشم ... این عشق در من کم نمیشه
من بودم و آتیش هر روز ... من بودم و این وسعت درد
هر روز من این سوختن بود ... این شعله ها آتشکده ام کرد…
دیدگاه ها (۲)

بوسه خواب آور پارت چهار

پارت چهارم جین به سمت حمام رفت نیم ساعت بعد بیرون آمد و رفت ...

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد... چشمامو باز کردم،با سقف...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

پارت: 4 (بخش3) **زاویه دید: زین**شما دو نفر هم مسئول تمیز کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط