‌‌ ❣ ️🍂 باز لب های عطش کرده ی من ❣ ️🍂 لبِ سوزان تو را م

‌‌ ❣ ️🍂 باز لب های عطش کرده ی من ❣ ️🍂 لبِ سوزان تو را می جوید ❣ ️🍂 می تپد قلبم و با هر تپشی ❣ ️🍂 قصه ی عشق تو را می گوید
دیدگاه ها (۱)

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

،روایتِ دلی‌ست که عشق را در بودنِ یک نفر پیدا کرده؛ کسی که ...

دستت را روی قلبم بگذار... ❤️آرام، درست همان‌جا که نام تو را ...

قصه گو قصه نگوقصه گو قصه نگوواسه خوابوندن منسعی بیهوده نکنوا...

«نوشتم که غمی نیست، اما قلمم از دروغ گفت خسته شدم. سخت میگذر...

دوستت دارم، نه فقط برای لحظه‌هایی که کنارمی؛برای تمام لحظه‌ه...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

در میان تمام زیبایی‌های این دنیا، هیچ‌کدام به عمقِ نگاه تو ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط